پسر دوست داشتنی من ...

سلام پسر قشنگم
چهل ماهگیت مبارک فرشته زندگی من
![]()
امروز سه سال و چهار ماه یا همون چهل ماه شدی
این روزها خیلی خیلی شیرین شدی و با شیرینیت زندگی ما رو هم شیرین کردی و ما هم از این بابت خیلی ذوق مرگ میشیم
کار کردن با کامپیوتر و نصب کردن بازیهای کامپیوتری که دیگه برات مثل آب خوردن شده دیگه راحت میری تو اینترنت و واسه خودت بازیهای آنلاین رو میاری و میشینی بازی میکنی
کلا به کامپیوتر و چیزایی که مربوط به کامپیوتر میشه خیلی علاقه داری ، کافیه ببینی که ما چی کار میکنیم سریع یاد میگیری و اونو انجام میدی.![]()
چند وقت پیش وقتی داشتی با کامپیوتر کار میکردی اومدی پیشمو بهم میگی مامان کامپیوتر هنگ کرد و من log off ش کردم 
یا اینکه وقتی گوشیم میره تو هنگ بهم میگی مامان نگران نباش من درستش میکنم و واقعا هم درستش میکنی 

حرف زدنت هم روز به روز بهتر میشه ولی بازم چیزایی هست که نتونی درست تلفظ کنی ما رو هم به خنده بندازی مثلا
به کلو چه میگی کوچوله
به یخچال میگی شَ شال
به قند میگی هند
به مورچه میگی مورشه
به شما میگی هما
هنوزم وقتی میخوای بگی منو دوست داری میگی منو دوست هستی
وقتی میخوای چیزی رو برداری میگی مامان اجازه میدی اینو بربدارم![]()
وقتی هم که موهات شونه میزنم بهم میگی مامان خوشِِِل شدم 
وقتی هم که میبینی بارون داره میاد میخوای بگی عجب بارونی داره میاد میگی عجبی داره بارون میاد
چند روز پیش اومدی ازم اجازه بگیری تا بری با کامپیوتر بازی کنی ولی من اجازه ندادم رفتی و بعد چند دقیقه اومدی بهم میگی مامان کامپیوتر میگه بیا باهام بازی کن وگرنه گریه میکنما 

وقتی هم که میخوای اسباب بازی هاتو دعوا کنی همون جوری که من بهت میگم بهشون میگی دیگه دارم عصبانی میشما 
یه روز زنگ زدی به بابا امیر ولی اون جواب نداد وقتی اومد خونه بهش میگی بابا امیر من به هما زنگ بزدم جواب ندادی 
از اونجایی که وقتی ناخنات بلند میشه من میگیرمش و وقتی هم که میخوام برات بگیرم بهت میگم که اگه میخوای بچه خوبی باشی باید مرتب و منظم باشی و ناخنتو کوتاه کنی ، و چون من ناخنام همیشه بلنده هر
چند وقت یه بار میری ناخن گیرو میاری و بهم میگی مامان اگه میخوای بچه خوبی باشی بیا ناخناتو برات
بگیرم ![]()


بقیه ادامه مطلب


تو یادگرفتن کلمات انگلیسی خیلی مشتاقی ولی من سعی میکنم کم کم یادت بدم تا ذهنتو خسته نکنم
چیزهایی که جدیدا یاد گرفتی :
مامان، بابا،خواهر ، برادر، هلیکوپتر ، هواپیما، تانک
تا الان 15 کلمه انگلیسی بلدی

یکی از کارایی هم که خیلی دوست داری انجام بدی اینه که نقاشی بکشیو بیاری تا من هم برات دست بزنم وهم اینکه عکس بگیرم
![]()
تانک ![]()

هلیکوپتر ![]()

هواپیما ![]()


اینم از شکلات مورد علاقت که تو خونه ما به شقولات قرمز معروفه

وقتی میخوای با ماشینات بازی کنی همیشه همین قسمت خونه رو انتخاب میکنی
میگی اینجا خیابونه

چند وقتی میشد که همش به باباامیر میگفتم بریم موهاتو کوتاه کنیم ولی بابا امیر اصلا راضی نمیشد همش میگفت نه موهات اینجوری قشنگتره که انصافن وقتی موهات بلنده خیلی نازه چون هم صافه هم بور
ولی بلاخره باکلی اصرار و خواهش و تهدید راضی شد که موهات کوتاه کنیم

این عکسو قبل کوتاه کردن موهات گرفتم که اصلا حوصله نداشتی

اینم از آقا پسر مثل دوماد ما ![]()

اینجا هم تا اومدی تو ماشین خوابیدی


صبحا وقتی از خواب بیدار میشی میری زیر پتو قایم میشی و منو صدا میزنی تا پیدات کنم
منم باید کلی فیلم بازی کنم که مثلا محمدطاها پیداش نیست






گاهی وقتی از بیرون میریم خونه قهر میکنی که چرا اومدیم خونه تا چند ساعت همینجوری با لباسات میشینی ما هم بهت کاری نداریم تا خودت آروم آروم ازجات بلند میشی و همه چیز عادی میشی




اینم یه عکس سلفی از من و پسرم


این عکس ماجرا داره ک الان بهت میگم
یه روز صبح باباامیر رفت بیرون وقتی اومد خونه تو دستش یه عالمه کلوچه بود (چون شما کلوچه خیلی دوست داری برات خریده بود)شما هم باکلی ذوق از خوب بیدار شدی گفتی باباامیر همه کوچولو های مغازه رو خریدی
بعدشم دیگه تا شب هر جای خونه که میرفتی اونا هم همراهت میبردی![]()


اینم یه عکس از شما و عمه حدیث که خیلی دوستش داری
روزی که رفته بودیم سالگرد مامان بزرگ ( مامان بزرگ بابا)



دستبرد به کیف آرایشی مامان
حالا بهم میگی مامان بیبین چه خوشل شدم





دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست،مرا شاد میکند
لبخند را به دنیایم هدیه میکند ،حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیزی در این دنیا دوست دارم.




پسر دوست داشتنی من ... 













